چقدر زود گذشت.انگار همین دیروز بود که تصمیم گرفتم شروع کنم.نمیدونستم چی پیش میاد.اما اینو میدونستم که باید قدم تو این راه بگذارم.و با کمک دوستان شروع کردم وهرکجامشکلی داشتم ازشون راهنمایی می گرفتم و حالا من هستم و یک سال پر از خاطره و تجربه.

خیلی چیز ها تغییر کرده.الان دوستانی دارم که اگر پا در این راه نمیگذاشتم شاید هیچ وقت باهاشون آشنا نمی شدم.دوستانی که همیشه و همیشه هوای همدیگه رو دارند و همدیگه رو تنها نمیگذارند و الان یه جمع متحد و یکپارچه هستند .

الان کسانی رو میبینم که مینویسند برای شهرشون.برای آبادانی و سربلندی اون.الان با یه جمع دلسوز آشنا شدم که می خواهند پیشرفت شهرشون رو ببینند،می خواهند سربلند باشند.

الان یه جمع صمیمی رو میبینم که تو این راه خیلی سختی تحمل کردند،خیلی حرف ها شنیدندو خیلی چیز ها دیدند.اما نا امید نشدند.چون حامیان خوبی داشتند.

و من یک سال پیش در همچین روزی با شما همراه شدم و :

41هفته با شما بودم.

64 پست نوشتم برای شما؟ شاید هم برای دل خودم.

498 بار شما من رو شرمنده لطف خودتون کردید با نظرات ارزشمندتون.

ممنونم از همه شما دوستان عزیزم.وازتون خواهش میکنم این کودک یک ساله رو تنها نذارید و باز هم همراهش باشید.


این هم کیک تولد این کودک یک ساله: