قسمت اول:


بعد از حدودا 10 روز پیگیری اعضای گروه تاریخ جلسه مشخص شد.

تاریخ :سه شنبه 16 شهریور 1389

 زمان:ساعت 4

مکان:شورای شهر شهرستان خوانسار


با بقیه دوستان هماهنگ کردیم و رفتیم جلسه.

خداوکیلی اولش جا خوردم.

با این دیدی که جدیدا  نسبت به وبلاگ نویس های خوانساری به وجود اومده اصلا انتظار این استقبال گرم  رو نداشتم.

کم کم دیگر دوستان هم اومدن.


نشسته بودیم دور میز و مونده بودیم چی بگیم. نه اینکه حرف برای گفتن نداشته باشیم. نه

حرف برای گفتن داشتیم .خیلی هم حرف داشتیم .خیلی،خیلی.

شاید برای همین نمیدونستیم از کجا شروع کنیم.


دل و زدیم به دریا و شروع کردیم به گفتن.

از وبلاگ و وبلاگ نویسی گفتیم.

از جمع وبلاگ نویس ها،از اهدافشون،از مشکلاتشون،از حرف هایی که تو دل این  جمع بود و .......

این جلسه جلسه گفتگو بود.


گفتیم:... .

گفتند:... .


گفتیم :ما عاشق شهرمان هستیم.

گفتند: می دانیم.

گفتیم: ما برای بهتر شدن و رفع مشکلات شهر می نویسیم.

گفتند:می دانیم.

گفتیم:  گاهی اوقات از نوشته های ما برداشت نامناسبی می شود.

گفتند: نمی گذاریم برداشت بد شود.

گفتیم: ما تنها هستیم و عده ای در جلساتی به ناحق در مورد ما قضاوت نادرست می کنند.

گفتند : در همان جلسات حمایتتان کردیم.

گفتیم :می خواهیم برای پیشرفت شهرمان تلاش کنیم.

گفتند: شما چشم گوش مسئولین باشید. ومشکلات را به سمع و نظر مسئولین برسانید.

گفتیم:ما خواهان جلسات بیشتر با مسئولین هستیم.

گفتند:موافقیم

گفتیم:... .

گفتند:.... .

حدودا 3 ساعت گفتیم وگفتند.

امیدوارم این گفتگو ها نتایج خوبی به دنبال داشته باشند.


واین ماجرا ادامه دارد .........