میخواستم یه پست درجه یک و ناب بذارم تو وبلاگ. یه پستی که فکر میکردم دیگران بهش توجه ندارن.
اما ضایع شدم.
انگار دقیقا یه نفر زود تر از من این موضوع رو کشف کرده بود.
قصه از اینجا شروع شد:
دیشب رفته بودم میدان هفت حوض نارمک.یه آقایی رو دیدم که ویلچر برقی داشت. وایسادم و باهاش کلی حرف زدم.
معلوم شد که کارگردانه .چند تا فیلم کوتاه و چند تا تله تئاتر هم ساخته بود. تدریس هم میکرد. هم در ایران وهم در کشور های دیگه.و کلی گله و شکایت داشت از مسئولین که به معلولین توجه ندارند.
میگفت برای یکی از کارهاش مدتی آلمان بوده.
می گفت امکانات اونجا برای معلولین خیلی خوب بوده.
آدم خیلی فعال و با انگیزه ای بود.کلی صحبت کرد درمورد کارهاش.
همون موقع پیش خودم گفتم که تو خوانسار یه معلول یا جانباز که ویلچری هستند برای رفتن به بانک و پاساژ و مغازه و مسجد و مدرسه و ..... چه کار باید بکنند.
گفتم الان که رفتم خونه یه پست توپ واسه وبلاگ مینویسم.اما وقتی برگشتم کلی تو ترافیک موندم و دیروقت رسیدم خونه .با خودم گفتم فردا این پست رو میذارم تو وبلاگ.
و امروز با هزار امید و آرزو نشستم پشت رایانه و می خواستم بنویسم که گفتم بهتره اول یه سری به وبلاگ های به روز شده بزنم. که دیدم بله، نویسنده وبلاگ لاله اشک پیشدستی کردندو همون دیشب یه پست در این مورد گذاشتن.
کلی ضایع شدم.
اما واسه دلداری دادن خودم هم که شده گفتم:عجب چقدر این تلپاتی قوی بوده بین من و ایشون.
هردو در یک زمان و در دو مکان مختلف به یک موضوع فکر می کردیم.یکی این ور دنیا ،یکی اونور دنیا.
خلاصه کم نیاوردم و این پست رو نوشتم دیگه.(البته با اجازه مدیر وبلاگ لاله اشک)
تا اونجایی که یادمه بانک ملی یه رمپ برای این افراد(ویلچری ها )داره .اما همیشه خدا اونجا ماشین پارکه.
بانک های دیگه مثل سپه و صادرات و ... رمپ که نداره هیچ کلی هم پله داره .
حتی عابر بانک ها هم همن مشکل رو دارند یعنی فردی که روی ویلچر نشسته دستش به عابر بانک نمیرسه.
برای پاساژ ها و مغازه ها ، مساجد ، دانشگاه ها، ادارات و.... هم همینطور.
کفپوش پیاده رو ها برای افراد نابینا باید مخصوص باشه. در اکثر شهر ها در پیاده رو ها یک ردیف از کفپوش به صورتی است که فرد نابینا از طریق برجستگی های که این کفپوش دارد متوجه مسیر می شود.
و خیلی از موارد دیگه که شاید تاحالا بهش دقت نکرده باشیم.
نباید همیشه به فکر خودمون باشیم.باید خودمون رو بذاریم جای اونایی که این مشکلات رو دارن و اونوقت ببینیم نیاز های اونها چیه.
نمیدونم این مطلب یا مطلبی که در وبلاگ لاله اشک نوشته شده تاثیری هم داره یا نه؟
خدا کنه تاثیر داشته باشه.
وقتی با اون آقایی که این مشکل رو داشت صحبت می کردم میگفت واسه مسئولین خیلی نامه نوشته وگله کرده اما جوابی نگرفته.میگفت می خواد درمورد مشکلات این افراد یه فیلم کوتاه بسازه.
فکر کنم ما هم تو خوانسار بتونیم همین کار رو بکنیم(البته این بستگی به ادارات مربوطه و همت دوستان فیلم ساز داره)
+ نوشته شده در جمعه ۱۶ مهر ۱۳۸۹ ساعت 15:28 توسط دلتنگ.
|