مهمانداری
خدا رو شکرکه که لطف خدا شامل حال خودمون وبیمارمون شدو سلامتی حاصل شد.وخلاصه تونستیم بیایم خوانسار.
تو دلم عهد کرده بودم برم یه گوشه دور از هیاهوی جمعیت و بشینم و فقط به صدای روضه و مداحی گوش بدم.نه این که ببینم.همیشه وقتی این روضه و مداحی همراه با دیدن بود ناخوداگاه حواسم پرت میشد و چند دقیقه بعد به خودم میومدم**.اما وقتی فقط گوش میدادم ونگاه نمیکردم حس بهتری داشتم.
ظهر رسیدیم خوانسار و من هم در فکر این که برای رفتن به روضه آماده بشم که دیدیم بله عده ای مهمان دارن از تهران و اصفهان و جای جای کشور پهناورمون میانخوانسار.
طبیعتا این مهمانان پذیرایی میخوان(حالا مردها میرفتن هیئت غذا میخوردن خانم ها که ..... ***)
بعد از ظهر هم که می گفتند ما رو ببرید برای مراسم و ما که اینجا غریبیم و ..... وقتی هم که میرفتند باید برای شام و.... آماده میشدیم.
به هر حال کارمون شده بود پذیرایی.
خلاصه اینکه هرساعت عده از دوستان وفامیل های دور و نزدیک که شاید هر چند سالی یادی از اقوام میکنند تو این محرم یادفامیل های خوانساری میافتند وکلی دلتنگشون میشند و میان که صله رحم انجام بدن که ثواب ببرند.
خدا ازشون قبول کنه.و همینطور از میزبانانشون.
________________________________________
**این که ببینی انواع واقسام آرایش ها و مدل موها و لباس ها و غیره واسه محرم یه جا جمع میشه.این که ببینی عزادارها دارن سینه میزنند وبه لبشون اسم امام حسینه و چشمهاشون ..... .
*** کاش فرهنگ نذری دادن و غذادادن به عزادارن هیئت ها خصوصا در مورد خانم ها درست میشد.
این که خانم ها با کلی داد و بیداد و تو سر وکله زدن غذا بگیرن و کنار خیابون و کوچه و.... غذا بخورن اصلا خوب نیست.
از حق نگذریم هستند افرادی که در حد توانشون برای این مساله تلاش کردند.خدا خیرشون بده.
________________________________________
گاهی این شنیدن هم حال آدم روخوب نمیکنه.وقتی مداحی برای عزاداریی امام حسین با آهنگ های یه دونه انار دو دونه انارشروع میکنه به خوندن و با ریتم های آنچنانی میخوان اشک مردم رو دربیارن چیزی برای گفتن نمیمونه