همیشه از یادآوری خاطرات کودکی  لذت میبرم.چند وقت پیش رفتم سر وسائل قدیمی .چشمم که به اسباب بازی های زمان بچگیم افتاد نشستم و کلی باهاشون بازی کردم.

فوتبال دستی که موقع بازی وقتی هیجان زده میشدیم اونقدر محکم رو دکمه هاش میزدیم که بعد از مدتی باید میدادیم درستش میکردن.



این ماشین که همیشه آرزو داشتم یا من خیلی کوچولو بشم که تو ماشین جام بشه یا اون خیلی بزرگ شه که بتونم پشت فرمونش بشینم وباهاش رانندگی کنم.



یک فروند F_15 که همیشه من رو با خودش به آسمون ها میبرد.



چکمه ای که در زمان خودش خیلی زیبا و جدید بود.


یه نوار کاست هم هست از زمان کودکی هام.توش کلی شعر خودندم و حرف زدم(وقتی این نوار رو گوش میدم از خنده روده بر میشم)سعی میکنم به همین زودی ها تبدیلش کنم و بگذارم تو وب تا شما هم کلی بخندین.